نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
زير نور ماه

 

سال نو را به میهمانی بهترین میزبان برویم

میهمان بهترین میزبان باشیم

       خدا نزدیک تر از تپش های قلب شماست ،

نزدیک تر از نسیمی که گیسوانتان را به بازی گرفته است

و گونه هایتان را نوازش می کند .

      

      به او رو کنید !

آن هنگام که انسانی سرگردان و گمشده

رو به سوی خدا می کند ،

در بهشت و آسمان ها

پایکوبی و شادمانی بر پا می شود .

اگر به درون خود بنگرید ،

درمی یابید که خدا میزبان شگفت انگیزی ست .

در حضور او و با او هیچ کمبودی وجود ندارد

و هیچ محدودیتی در مورد آن یگانه صدق نمی کند .*

*پاراماهانسا یوگاناندا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادعا

شماهایی که ادعای توانایی هایی خاص دارید ،

شاید بتوانید دیگران و حتی خود را فریب دهید .

اما نمیتوانید یگانه ی هستی را فریب دهید .

نباید فراموش کنید که

هر آنچه می اندیشید ،

هر عملی که انجام می دهید ،

و هر حسی که دارید ،

در حافظه ی هستی ثبت می شود ،

فراموش نکنید که چیزهای شگفت انگیز بسیاری هست

که پول نمی تواند آنها را بخرد :

شخصیت ، دوستی ،

و مهم تر از همه

رحمت الهی !

 


تاریخ بشریت همواره تاریخی زخم خورده بوده .

در همه ی دورانها ، مردم پاک نهاد به طریقی مورد هجوم قرار گرفته اند

که علت اصلی آن غفلت بوده .

غفلت از جوهره و فطرت خویشتن .

هرچه انسان به اصطلاح متمدن تر شد از واقعیت وجودی خویش دورتر و دورتر گشت . و ناملایمات زندگی اش بیشتر و بیشتر شد.

در چند دهه ی اخیر ، انسان ، بدون اینکه بداند علت اینهمه ناملایمات و اضطرابش چیست ناخودآگاه شروع به بازگشت کرده ، بازگشت به فطرت خویش . به همین جهت فروش کتابهای عرفانی ، گشایش انواع کلاسهای یوگا و .....رو به افزایش گذاشته .

یکی دیگر از آثار این بازگشت ، معالجه ی انواع بیماریها به روشهایی غیر متعارف میباشد که انسان سرخورده ، از آن استقبال فراوانی نموده است.

 

 

انرژی درمانی

 

 

انرژی درمانی یکی از روشهایی میباشد که به دلیل تبلیغات فراوانی که از آن صورت گرفته مورد توجه عموم ، بخصوص بیمارانی که به وسیله ی روش معمول و متعارف ( علم پزشکی ) درمان نگشته اند ، قرار گرفته است و زمینه ای شده برای بهره وری عده ای سودجو .

در این میان میتوان از شخصی به نام ( م ع ا ) نام برد که بدون کوچکترین آگاهی در خصوص این موضوع با روشی متفاوت اقدام به این کار نموده .

بیوگرافی ایشان نشان دهنده ی هویت وی می باشد .

فریب مردم به هر صورت که باشد کاریست زشت و نفرت انگیز . اما اگر در امر این فریب ، از نام خداوند و کلام وی سوء استفاده گردد ، گناهی خواهد بود نابخشودنی .

خداوند میان بندگانش تفاوتی قایل نیست . آنچه که بنده ای را نزد خداوند ارجح تر مینماید کلام و اعمال اوست .

شخص نامبرده خود را کارگزار خداوند روی زمین معرفی مینماید .

اما این کارگزار حتی با فلسفه ی نماز و روزه آشنایی ندارد .

سخنان او حاکی از مهربانی اوست و نعوذبالله نامهربانی خداوند .

آن جایی که میگوید : مردم اگر شفا نگرفتید نگویید ( م ع ا ) نتوانست ، بگویید خدا نخواست .

چگونه باید با چنین سخنان کفرآمیزی به مقابله برخواست ؟

اعتقادات و احساسات مردممان به بازی گرفته شده است .چه راه نجاتی را پیشنهاد می کنید ؟

 

برای آشنایی هرچه بیشتر با معضل ( م ع ا )

به سایت www.moddaee.blogfa.com مراجعه کنید .

معنای عشق

روزي از استاد معروفي پرسيدم: عشق چيست؟ گفت: عشق سخن نيست كه بتوان آن را به سخن بيان كرد. عشق عملي است برخاسته از دل، نه از فكر!

از آن روز در پي تفسير اين سخن بودم كه اگر استاد درست مي‌گويد و اگر عشق در اثناي انجام يك عمل عاشقانه جرقه مي‌زند و رخ مي‌نماياند، پس اين همه كرشمه و آه كشيدن و نگاه در نگاه دوختن و سر به سينه ياد نهادن و سخنان عاشقانه نوشتن و به سخن و شعر عاشقانه گوش دادن و ... اينها چيست؟

 

و استاد ديروز بريده روزنامه اي برايم فرستاد كه خبر فوق در آن چاپ شده بود و در كنار خبر يادداشتي بود بدين مضمون كه: 

« اينها كه در مقابلت خود را نماينده و نمايانگر عشق و عاشقي جلوه مي‌دهند، اعمالي هستند برخاسته از فكري كه دچار توهم عشق شده است. عاشق حرف نمي‌زند ، عمل مي‌كند و اين تنها راه تشخيص عاشق از عاقل است. »

منبع: مجله موفقيت

 

عهد و پيمان

 

يكي بود يكي نبود

يه عاشقي بود، آخر عشق

اول عشق بود و امتداد عشق

در واقع تنها عاشق حقيقي، اون بود

 سرچشمه عشق، مظهر عشق و نگاه عشق،

 رد پاي عشق، عطر عشق و رنگ عشق ...

عشق ازش مي‌جوشيد و هر لحظه بر تمام هستي و كائنات مي‌ريخت

و همه چيز از بركت عشقش متبرك مي‌شد...

اما اون معشوقي مي‌خواست كه عشقش رو در اون بريزه و اون بشه تجلي عشقش

پس براي آشكاري عشقش و ابراز اون، تصميمي گرفت ...

تصميم گرفت كه معشوقي رو بيافرينه

معشوقي وفادار و درست پيمان

اون اينقدر عاشق بود كه همه چيز رو براي معشوقش آماده و مهيا كرد،

اما معشوق رو فقط و فقط براي خودش مي‌خواست

معشوق هم ادعا كرد عاشقه و وفادار

عاشق براي محك عيار عشق معشوقش، دست به امتحاني بزرگ زد

تا ادعاش رو آزمون كنه

پس معشوق رو براي مدتي از خودش دور كرد و اون رو به زمين فرستاد...

و اما معشوق بيچاره

اون به فطرت دنيا مبتلا شد و از ياد يرد...

اصلا عشق و عاشقي، عهد و پيمان از يادش رفت

و سرگشتگي‌اش، از غفلتش شروع شد

ريشه تمام مشكلاتش غفلت بود،

غفلت از  معبودش، عشقش، سرورش، همه چيز و همه كسش

معشوق جاي خالي چيزي رو توي زندگي‌اش احساس مي‌كرد

اما نمي‌دونست اون چيه...

 براي همين سعي مي‌كرد اين فضاي خالي رو

 با هر چيزي كه بتونه كمي بهش لذت و آرامش بده، پر كنه

غافل از اينكه اون فضا، مكاني مقدس بود و به معشوقي مقدس اختصاص داشت

اون مكان اونقدر بزرگ بود كه تنها و تنها حضور عاشق مي‌تونست پرش كنه

پر ... پر ... پر...

پس هر چه پرش مي‌كرد تهي تر مي‌شد،

 تهي از عشق و پر از بيهودگي

روز به روز تنها و تنها تر شد،

نه تنها، تنها شد، كه ضعيف و بيمار هم شده بود

آخه اون، روزي عهدي بسته بود و ادعايي كرده بود

و براي وفاي به عهدش به زمين اومده بود

 

و اما بشنويد از عاشق

اون دست روي دست نگذاشت،چون طاقت دوري معشوقش رو نداشت

اون هر لحظه با نگاهش معشوق رو دنبال مي‌كرد

و به هر شكل ممكن سعي مي‌كرد به يادش بياره كه بايد برگرده...

و بارها و بارها پيك‌هايي رو دنبال معشوق فرستاد

 

 و نجواي عاشق از درون قلب معشوق به گوش مي‌رسيد كه مي‌گفت:

" مهم نيست كه چقدر دور شدي و چقدر بي‌وفايي كردي، برگرد.

آغوش من هميشه به روي تو بازه و ملكوت من در انتظار ورود توست..."

 

 

اين قصه،ماجراي زندگي ما آدماست...

ماجراي بستن عهد و بي‌وفايي‌‌هامون

و اين ماجرا تا امروز ادامه داره...

 

 

فكر مي كني پاسخ شايسته به دعوت يگانه عاشق حقيقي

 كه تنها و تنها حقيقت هستي است چي مي‌تونه باشه؟؟؟

  RSS 2.0